ذبيح الله صفا
1167
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
دورهء حكومت ناصر الدين قباچه يعنى پيش از سال 624 بپارسى درآورد و در مقدّمهء كتاب آن را به عين الملك فخر الدين حسين الاشعرى وزير ناصر الدين قباچه تقديم كرد . اين كتاب به « فتحنامهء سند » موسوم است ولى عادة آن را « چچنامه » مىگويند زيرا شروع مىشود با شرححال « چچ » كه نام يكى از پادشاهان ناحيهء غربى سرزمين هند و ولايت سند بود كه از برهمنزادگى بمقام رايى رسيد و حملهء مسلمين هند در عهد جانشينان او انجام گرفت . نثر على بن حامد درين ترجمه روان و استوار و بر شيوهء آثار پارسىنويسان سادهگوى قرن ششم هجرى است . درستست كه اثر ترجمه از عربى بپارسى در كتاب آشكارست ولى اين امر بشيوهء پارسىگويى مترجم آسيبى نرسانيده و آن را منحرف نساخته است . مترجم در ديباچهء كتاب بر رسم همهء مؤلفان زمان اندكى بيش از متن لغات و تركيبات عربى به كار برده ولى در متن آنكه ترجمه از اصل عربيست چنين حالتى مشهود نيست و نثر او در اين قسمت همچنانكه گفتهام ساده و روان و با جملههاى كوتاه و استوار نگارش يافته است . چچنامه بسال 1358 هجرى قمرى ( 1939 ميلادى ) بهمت عمر بن محمد داود پوته بسرمايهء « مجلس مخطوطات فارسيهء حيدر آباد دكن » در دهلى بطبع رسيد . 4 - مباركشاه « 1 » محمد بن منصور بن سعيد بن ابو الفرج ملقب به « مباركشاه » و مشهور به « فخر
--> ( 1 ) - رجوع شود به : متن و مقدمهء آداب الحرب و الشجاعة ، بتصحيح و اهتمام آقاى احمد سهيلى خوانسارى ، تهران 1346 شمسى . و بمقالهء آقاى نذير احمد دربارهء آداب الحرب و الشجاعه و مباركشاه ، مجلهء راهنماى كتاب سال ششم شمارهء 4 و 5 ؛ و مقالات متعددى كه در آن مقاله راجع به مباركشاه و آثارش نشان داده شده است .